گریست و گریست
و چنان سخت گريست كه زمين همنفسش شعله كشيد نالهي باد ز هر سو برخاست و صنوبر بر خاك نشست چشمهها جوشيدند برگها نالهكنان رقصيدند آسمان باز گريست و سبويم پر شد ...
و چنان سخت گريست
كه زمين همنفسش شعله كشيد
نالهي باد ز هر سو برخاست
و صنوبر بر خاك نشست
چشمهها جوشيدند
برگها نالهكنان رقصيدند
آسمان باز گريست
و سبويم پر شد ...
+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت21:45توسط پسری از جنس سرما! | |